بن بست/ترانه

خرید بک لینک

بن بست

----

اینجای قصه رسیدیم

راهِ در رویی نداره

هر طرف رو می کنیم هی

باز دیواره باز دیواره

خیلی وقته بی تعارف

همگی خوردیم به بن بست

هی نشد باورمون تا

خودمون شدیم یه بن بست

واسه هم قفس کشیدیم

زورکی نفس کشیدیم

به جای عشق و صداقت

نیرنگ و هوس کشیدیم

تا تو دست خنجر نداشتیم

همو که بغل نکردیم

هزارتا وعده که دادیم

یکیشو عمل نکردیم

هی به هم دروغ گفتیم

سرِ هم کلاه گذاشتیم

دلِ هم رو هی شکستیم

روی لبها آه گذاشتیم

دست و پا می زنیم اینجا

که فقط رو آب باشیم

بتونیم زنده بمونیم

روی آب حباب باشیم

مثل رو غلتک دویدن

یا که راه رفتنِ در جاس

این یه تکرارِ دوباره س

که نرفته تهش پیداس

خوبیِ همو نخواستیم

هی بدی کردیم و دیدیم

پر و بالِ همو بستیم

زندون و قفس کشیدیم

مثلِ سنگیم سرِ جامون

ما که از دیوار بیزاریم

خودمون خبر نداریم

آجرایِ این دیواریم

رسیدیم آخرِ قصه

راهِ در رویی نداریم

سرمونو گول نمالیم

خودمونیم که دیواریم

***

یک اتاق با دو در نمایشنامه محمود ناظری...

ما را در سایت یک اتاق با دو در نمایشنامه محمود ناظری دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 112 تاريخ: سه شنبه 2 مرداد 1397 ساعت: 4:03

صفحه بندی